خدا یه کاری کن برام برم به مشهدالرضا
برای عرض ارادت ی گلدون گلی میخوام
خاکش باشه ازبقیع گلدونش از کرببلا
یاس سپید باشه گلش عطرسیب بده خدا
میگن که حج فقرا توخونه امام رضاس
میخوام بیام به حرمت براطواف امام رضا
یه چیز ازت میخوام خدا واسطش امام رضا
رخت شفا به تن کنه هرچی مریضه ای خدا
برات کربلا میخوام دوای دردارو میخوام
ظهور اقام رو میخوام جزاین چیزی رو نمی خوام
هرچند که راهم دوره ولی ازهمینجا میدم سلام
شاهد من درو دیوار تا به قیامت ای خدا
این شعرو در تاریخ 25 دی 1391 سرودم
اگه بدی داره بهم بگید
نظر یادتون نره
با سلام
دیروز تولد اقا بود
خیلی خیلی دلم گرفته
یک ساله نرفتم مشهد دیگه دارم پر پر میشم
میخوام برم اونجا فقط گریه کنم
سخته واسم ندیدن گنبد بارگاهاش
نزر کردم امسال که برم مشهد
اقا کارمو درست کنه
اسم بچه اولمو بزارم رضا
یا امام رضا دوست داااااارم
میخوام نوکر وریزه خوارت باشم
باسلام
امشب نشستم ی فیلمی رو دیدم به نام رسوایی
کاری از اقای ده نمکی که واقعا قشنگ بود
خیلی زیاد روی من تاثیرگذاشت باهاش خیلی گریه کردم
ساعت هاست نشستم دنبال یه حرف میگردم
یه بهونه که باخدا درد دل کنم اخه مابندهاش
خیلی بدی کردیم اما اون روسوامون نکرد نزاشت رسوا بشیم
ممنونتم خدااااااااا
هرچند ما بنده های ناشکری هستیم
خدایا خیلی چیزا رو دادی خیلی چیزاهم گرفتی
به داده ات شکر به نداده ات شکر وبه گرفته ات شکر
خدایا خیلی چیزارو ازم گرفتی یکیش...
برادرم گرفتی حالا ارزوی و حسرت دیدارش میکنم
خدایا یه چیز ازم نگیر میدونی چیه
تا اونه من خوشم
خدایا هیچکس پیش عزیزش رسوا نکن
ممنونتم خدا
نمیدونم چرا این شعر گذاشتم
هرچی هست خیره
دیشب بهانه ام گل گرفت
وباز...
بهانه تورا گرفت
بهانهی نبودن کنارم
بهانه ای ازته دل گرفت
دلم بدجور بهانه گیر شده بود
بهش گفتم
ای خوشمرام
چرا اینجور میکنی باخودت
گفت:
هیییییی
داغونم
ازبس اورا ندیده ام
به انتظارش نشستم
صبرکردم وباز صبر....
یه خونه ی تاریک با یه دلی که شکسته
یه مرد تنها که دل به غصه بسته
تنها و غمگین دیگه همدم نداره
واسه غم و قصش دیگه مرهم نداره
خونه سکوت و کور و خودم از دنیا خسته
تموم غم هام به دورش پیله بسته
نمیدونه از کی سراغ دل و بگیره
به هرکی رو زد بهش گفتن میمیره
عشق من الهی من بمیرم تو رو با غم نبینم
تو رو یه گوشه من اینجوری بی همدم نبینم
عمر من الهی زنده باشی یه روز از غم جداشی
بدون تو میمیرم مناگه یه روز نباشی
شبایی که بی تو یه گوشه میخوابیدم
تموم عکسات و کنارم میکشیدم
تموم ذهنم با حرفات یکی میشد
اشک چشامم با بغضم جاری میشد
حالا دیگه خونم شده خونه ی تاریک
چراغا خاموش به قلبم شده نزدیک
نزدیکتر از اونی که تنهایی کنارم
میمونه تا باز بیاد لحظه مرگم
عشق من الهی من بمیرم تو رو با غم نبینم
تو رو یه گوشه من اینجوری بی همدم نبینم
عمر من الهی زنده باشی یه روز از غم جداشی
بدون تو میمیرم من اگه یه روز نباشی