دیشب بهانه ام گل گرفت
وباز...
بهانه تورا گرفت
بهانهی نبودن کنارم
بهانه ای ازته دل گرفت
دلم بدجور بهانه گیر شده بود
بهش گفتم
ای خوشمرام
چرا اینجور میکنی باخودت
گفت:
هیییییی
داغونم
ازبس اورا ندیده ام
به انتظارش نشستم
صبرکردم وباز صبر....
یه خونه ی تاریک با یه دلی که شکسته
یه مرد تنها که دل به غصه بسته
تنها و غمگین دیگه همدم نداره
واسه غم و قصش دیگه مرهم نداره
خونه سکوت و کور و خودم از دنیا خسته
تموم غم هام به دورش پیله بسته
نمیدونه از کی سراغ دل و بگیره
به هرکی رو زد بهش گفتن میمیره
عشق من الهی من بمیرم تو رو با غم نبینم
تو رو یه گوشه من اینجوری بی همدم نبینم
عمر من الهی زنده باشی یه روز از غم جداشی
بدون تو میمیرم مناگه یه روز نباشی
شبایی که بی تو یه گوشه میخوابیدم
تموم عکسات و کنارم میکشیدم
تموم ذهنم با حرفات یکی میشد
اشک چشامم با بغضم جاری میشد
حالا دیگه خونم شده خونه ی تاریک
چراغا خاموش به قلبم شده نزدیک
نزدیکتر از اونی که تنهایی کنارم
میمونه تا باز بیاد لحظه مرگم
عشق من الهی من بمیرم تو رو با غم نبینم
تو رو یه گوشه من اینجوری بی همدم نبینم
عمر من الهی زنده باشی یه روز از غم جداشی
بدون تو میمیرم من اگه یه روز نباشی
—–-—▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒
—–-▒███████████▒
—▒████▒▒▒▒▒▒▒███▒
-▒████▒▒▒▒▒▒▒▒▒███▒……………….▒▒▒▒▒▒
-▒███▒▒▒▒▒███▒▒▒███▒…………..▒██████▒
-▒███▒▒▒▒██████▒▒███▒……….▒██▒▒▒▒██▒
—▒███▒▒▒███████▒▒██▒…….▒███▒▒█▒▒██▒
—–▒███▒▒████████▒██▒…▒███▒▒███▒▒██▒
——–▒██▒▒██████████▒▒███▒▒████▒▒██▒
———▒██▒▒██████████████▒████▒▒██▒
———-▒██▒▒█████████████████▒▒██▒
————▒██▒▒██████████████▒▒██▒
————–▒██▒▒████████████▒▒██▒
—————-▒██▒▒██████████▒▒██▒
—————–▒██▒▒████████▒▒██▒
——————-▒██▒▒██████▒▒██▒
———————▒██▒▒████▒▒██▒
———————-▒██▒▒███▒▒█▒
————————▒██▒▒█▒▒█▒
————————-▒██▒▒▒█▒
—————————▒██▒█▒
—————————♥♥♥♥♥♥
—————————-♥♥♥♥♥
——————————♥♥♥
—————————-—♥♥
———————————
تقدیم با عشق به سحر گلم
شب است وخفته ام
به عشق تو زنده ام
ره بیابان گرفته ام
منتظرتو نشسته ام
ب شوق دیدن تو
به اب
به اتش
زده ام خودرا
گهی سوار
گهی پیاده
ب جستجوی تو دراین دنیا
نکنم افاده
ب دشت گل رسیدم
یک یک انهارا بوئدم
ولی...
بوی خوب تورا میان گلها نشنفتم
به قطره قطره دریا سراغ توگرفتم
اما...
نشانی تورا نمیدانستند
خسته از گذر زمان
به درختی پناه اوردم
به خودم گفتم:
ب کجا بروم
ب که تکیه کنم
که حداقل درکت را داشته باشد
واین دل خسته مرا مرهم نماید
چرا در قصه من
خداااااا نوشتی
جدایی جدایی جدایی
بگو که گل نفرستد کسی به خانه ی م
/که عطر یاد تو پر کرده آشیانه ی من
تو چلچراغ سعادت فروز بخت منی
به جای ماه، تو پرتو فشان به خانه ی من
شبی به تاک تن تشنه ام گل افشاندی
بهشت بشکفد اکنون ز هر جوانه ی من
به بال یاد سپردم ترانه تا که مگر
رسد به گوش تو گلبانگ عاشقانه ی من
ز برگ و بار تنت ذوق زندگی خیزد
بیا و بال و پرافشان دمی به لانه ی من
به شوق روی تو من زنده ام، خدا داند
برای زیستن اینک تویی بهانه ی من
چه آتشی تو خدا را که شعله های غمت
به باد داده شکیب سمندرانه ی من